برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
سالها گذشت
من از خیابانهای بسیار و
از گورستانهای بسیاری گذشتم
تا فهمیدم
آنکه حتّی در خلوت خانه ی خویش
نمیتواند بگرید
از همه اندوهناکتر است
#حسن_آذری
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
دارم کم کم به حافظم شک میکنم .... من آلی یادم نمیاااد
پ.ن:
هواتو از سرم بیرون نکردم :(
برچسب: لنینجر,بیوکمیستری,
نویسنده: نیکا سلطانی
دلم هنوز اینجاست
دلت کجا رفته ؟
نفس بکش اینجا کنار کابوسم
آتیش روشن کن هر گوشه ی خونم
گاهی میایم اینجا که بنویسم ولی هیچ کلمه ای... نیست... انگار که نوشتن بلد نباشم ...
برچسب: دلتنگی,
نویسنده: نیکا سلطانی
چون دوست دشمن است...شکایت کجا بریم
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
و انگار سخت عاشق یه نفرم :)))
پ.ن ۱:دیروز مستند میراث آلبرتارو دیدم ...دو سال پیشم یه سری دیگه شو دیده بودم
خیلی جالبه برام ... راجع به نخبه هاییه که رفتن از ایران
همشون اذعان داشتن که اینجا اون مدینه ی فاضله ای نبود که متصورش بودیم
یه وقتایی آدما ترجیح میدن سختی بیشتری بکشن تا بمونن و تمام استعداداشون حیف بشه...
ای بابا...
پ.ن۲ :
راست میگن دل به دل راه داره واقعا؟؟؟
برچسب: کنارت,
نویسنده: نیکا سلطانی
مثل علی میخوام حرف هامو در قالب کلمات بیان کنم... چون جمله هایی که بتونن حق مطلب رو ادا کنن ندارم...
امروز . آیدا . کافه نامبروان. یاسی. حرف هایی پیرامون پری. مردی با پیراهن آبی و چشمان رنگی . یه مرد که سیبیل داشت و از نظر آیدا مهربون میومد. حرف ها
دیشب. عمه ها . مهمونا . محمدرضا. فکر ها . خنده . خاطرات محمد و مهدیه .
نگاه نکردن .
امروز . حال بد بعد از یک اتفاق . استرس . خستگی . ذهن مشغول
به قول لیلا تو سرم پرِ حرفِ
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
پ.ن :
الهی و ربی من لی غیرک ...
ربی من لی غیرک
من لی غیرک ؟؟؟
منُ دستِ خودم نسپار...
چرا این داستان تموم نمیشه ؟؟؟؟
چرا من انقدر احساساتیم
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
برچسب: خاطره,
نویسنده: نیکا سلطانی
سالها گذشت
من از خیابانهای بسیار و
از گورستانهای بسیاری گذشتم
تا فهمیدم
آنکه حتّی در خلوت خانه ی خویش
نمیتواند بگرید
از همه اندوهناکتر است
#حسن_آذری
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
بهونه منطقی رضا صادقی
برچسب:
نویسنده: نیکا سلطانی
برچسب: مردادیم,
نویسنده: نیکا سلطانی